X
تبلیغات
کبوتر یزد

کبوتر یزد

محرم که می شود...

دلی خیلی ها وسعت می گیرد ، بی نهایت می شود

به بهانه ی غم بی نهایت تو

***

محرم که می رود

دل بعضی ها عظیم می ماند

و آنکه در آسمانها و زمین نمی گنجد

مهمان دل مومنانه ی انها می ماند

***

محرم فرصت پرواز است

فرصت اوج گرفتن

وسعت گرفتن دل

جایگاه خدا شدنش

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 7:17  توسط سعید  | 

عاشق

بازم به غار زندگیم

میون داغ عاشقیم

یه باره مهمون اومده

 

تو ای کبوتر سپید

که وقت تولدم پرید

دوباره اومدی تو باز

وای که چقدر خوشم میآد  !!!

 

تو ای کبوتر سپید

مرا ببر به آسمان

مرا ببر سبکبال

مرا ببر به باغ گل

که رفته ام  /  که می روم ز یاد

 

تو ای کبوتر سپید

تو لحظه ای بمان

که رفته ام از مکان

به خانه ای تمیز

بدون یک مریض

روی کلون در نوشته اند  :

که رفته یک عزیز

 . . . . .   تو ای کبوتر سپید  !!!!!!! 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 8:2  توسط سعید  | 

کبوترعشق است

دو بال نقره ای را باز کردی

ز روی بام ما پرواز کردی

گشودی بال در آن دشت آبی

در آن تابنده روز آفتابی

تو تا آن دور دور دور رفتی

کجا تا سرزمین نور رفتی

چو برگردی به بام خانه ی ما

شوی مهمان به آب و دانه ی ما

بیا ای پیک آزادی، کبوتر

چه از آزادی و شادی است بهتر؟


بازم به غار زندگیم

میون داغ عاشقیم

یه باره مهمون اومده

 تو ای کبوتر سپید

که وقت تولدم پرید

دوباره اومدی تو باز

وای که چقدر خوشم میآد  !!!

 

تو ای کبوتر سپید

مرا ببر به آسمان

مرا ببر سبکبال

مرا ببر به باغ گل

که رفته ام  /  که می روم ز یاد

 

تو ای کبوتر سپید

تو لحظه ای بمان

که رفته ام از مکان

به خانه ای تمیز

بدون یک مریض

روی کلون در نوشته اند  :

که رفته یک عزیز

 . . . . .   تو ای کبوتر سپید  !!!!!!! 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 17:8  توسط سعید  |